تبليغاتX
...دارم از " تو " مي نويسم
























...دارم از " تو " مي نويسم

کلمه زندگی با زن شروع می شود! کلمه مُردن با مرد!! ببال به خودت که شروع گر زندگی هستی ساناز!!
نوشته شده در ساعت توسط ناناز| |

من زنم!

 

من زنم، زاده شدم تا دختر کسي باشم.
باليدم تا خواهر کسي باشم.
ازدواج کردم تا زن کسي باشم.
زادم تا مادر کسي باشم.
براي همه کسي بودم و براي خودم هيچ کس...

 

...

نوشته شده در ساعت توسط ناناز| |

هرگز فراموش نخواهم کرد که برای دوست داشتن "تو" دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت...
نوشته شده در ساعت توسط ناناز| |

دل خسته من!


این روزها که دلم بهانه می گیرد...
براي دلم، گاهي مادري مهربان مي شوم، دست نوازش بر سرش مي کشم، مي گويم: «غصه نخور، مي گذرد …»
براي دلم، گاهي پدر مي شوم، خشمگين مي گويم: «بس کن ديگر بزرگ شدي ….»
گاهي هم دوستي مي شوم مهربان، دستش را مي گيرم، مي برمش به باغ رويا...
دلم، از دست من خسته است...


....

نوشته شده در ساعت توسط ناناز| |

خدايا دلم گرفته است،بيا کمي قدم بزنيم. سيگار از من ...... بارون از تو
نوشته شده در ساعت توسط ناناز| |

من خوبم ....

 

با خودم زمزمه ميکنم
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
فقط کمي "تو" را کم آورده ام
يادت هست؟ ميگفتم در سرودن "تو" ناتوانم؟ واژه کم مي آورم براي گفتن دوستت دارمها؟
حالا تـــمــــــــام واژه ها در گلويم صف کشيده اند
با اين همه واژه چه کنم؟
تکليف اينهمه حرف نگفته چه مي شود؟

بايد حرفهايم را مچاله کنم و بر گرده باد بياندازم
بايد خوب باشم
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
فقط کمي بي حوصله ام
آسمان روي سرم سنگيني ميکند
روزهايم کش آمده
هر چه خودم را به کوچه بي خيالي ميزنم
باز سر از کوچه دلتنگي در مياورم
روزها تمام ابرهاي اندوه در چشمان منند ولي نمي بارند                                    

چون                                                                                                          

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
تمام خنده هايم را نذر کرده ام که گريه ام نگيرد
اما شبها ... واي از شبها
هواي آغوشت ديوانه ام ميکند
موهايم بد جوري بهانه دستانت را ميگيرند
تک تک نجواهاي شبانه ات لا به لاي موهايم مانده اند
کاش لا اقل ميشد فقط شب بخير شبها را بگويي تا بخوابم                               

لالايي ها پيشکش                                                                                       

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
فقط نميدانم چرا هي آه ميکشم
آه ... و آه ...  و بازهم آه ...
خسته شدم از اين همه آه
شبها تمام آه ها در سينه منند
آن قدر سوزناک هستند که مي توانم با اين همه آه دنيا را خاکستر کنم
اما حيف که قول داده ام....

 

پ.ن: می دونی چیه؟ لطفا اونطوری نگام نکن، اونجوری اونجا تنها دراز نکش... خیلی برام سخته که نمی تونم نگات کنم... نمی تونم باهات حرف بزنم... پیشتم اما دارم از دلتنگی خفه می شم،دارم می میرم... حالم اصلا خوب نیس، چشام به چشات که می یفته یا یواشکی که نگات می کنم انگار دلم بسوزه برات اونطوری می شم... بلاتکلیف تر از قبل می شم خیلی بلاتکلیف تر... حتی نمی دونم چیکار کنم، چه تصمیمی بگیرم... برم یا بمونم... قدیما "تو" بودی که کمکم می کردی یه تصمیمی بگیرم اما حالا چی؟ کی کمکم کنه؟! دلم دریا می خواد دلم راه رفتن می خواد دلم دستی می خواد موهامو نوازش کنه و بهم بگه... بگه... نمی دونم چی دلم می خواد بهم بگه... 

نوشته شده در ساعت توسط ناناز| |

Design By : Night Melody